هفت درس مهم

تمام آنچه را که پس از خواندن ۱۰۰ کتاب برتر دنیای موفقیت خواهید فهمید، این موارد هستند:

آموزش شماره یک

«اگر بتوانید ذهن تان(افکارتان) را کنترل کنید، زندگیتان را کنترل کردید»

اولین و مهم ترین درسی که پس از خواندن و مطالعه ۱۰۰ کتاب موفقیت بدست خواهید آورد، همین یک جمله است که ذهن و افکار انسان، یعنی همه چیز.

 در واقع، کنترل ذهن و افکار ،  زیربنا و شالوده ی تمام کتاب های موفقیت دنیاست… و درست در همین قسمت است که که بیشتر مردم متوجه این درس مهم نمی شوند و همیشه به دنبال تکنیک ها و روش ها مختلف میگردند و گمراه می شوند..

ذهن شما میتواند بهشتی  را در جهنم یا جهنمی را در بهشت برای شما بسازد! ذهن شما قدرتی به این بزرگی دارد!

اگر بتوانید ذهن تان را کنترل کنید، یعنی افکارتان را کنترل کردید و هر فکری ، ارتعاشی به سمت خودتان و سپس این دنیا و جهان ارسال میکند که این ارتعاشاز بین نمی روند بلکه با برخورد به مقصد مورد نظر ، به سمت شما برمیگردد!

 مولانا شاعر بزرگ ایران زمین می فرماید :

 این جهان کوه است و فعل ما ندا  …..  از ندا ها سوی ما آید صدا

پس، نه تنها افکار شما فانی و از بین رفتنی  نیستند، بلکه آنها تاثیر مستقیمی بر روی خود شما و زندگی خودتان دارند.

 پس در گام اول یادبگیرید چطور افکارتان را کنترل کنید. چطور  افکارتان  را انتخاب کنید و چرا افکار صحیح و هدفمند میتوانند زندگی شما را متحول کنند !!!.

اورست

اورست

درس شماره دو

«افکارتان(ذهن تان) را متمرکز کنید تا اعمال تان (کارهایتان )  را بتوانید را کنترل کنید»

هرفکری در سر شما (ذهن شما)، ارتعاشی ایجاد میکند و این ارتعاش ، احساسی را در شما برانگیخته و بیدار میکند. وقتی احساس خوبی دارید، این نتیجه افکاری مثبت در ذهن تان است که به آن داشتید فکر می کردید..

بیایید یک تمرین ساده را باهمدیگر برای ثابت کردن این موضوع انجام   دهیم؛ در ذهن تان، تصاویر خوب، شاد و زیبا ، تصاویری که دوست دارید را به مدت دو دقیقه تصور کنید. خودتان را ببینید که در یک ساحل آرام و زیبا نشستید و ذهن تان آرام و راحت است و با خانواده یا دوستان خودتان خوش و بش می کنید.

غذای خوب  و لذیذ می خورید و از زندگی خود لذت میبرید.حتما دو دقیقه این تصویر را در ذهن تان را تصور کنید..

 خب ، آیا احساس خوبی به شما دست داد؟ احتمالا جوابتان بله است

همین کار را اگر با تصویر های بد، زشت، خشن و چندش آور انجام دهید، نتیجه بر عکس خواهید گرفت. پس می توانید به این نتیجه گیری برسید که افکار شما دز ذهن تان تولید احساس میکنند، و احساسات شما می توانند اعمال تان(کار هایتان) را کنترل کنند!!.

اگر میخواهید کار های مثبت و نتیجه بخش داشته باشید، باید همیشه افکار مثبت داشته باشید. بدون افکار صحیح، رفتار صحیح  هم ممکن نیست. افکار ما ، ریشه اعمال ما هستند!.

آموزه شماره سه

«کنترل ذهن و افکار تان ، نیازمند تمرین های روزانه است»

فکر نکنید اگر دو درس فوق را خواندید، همه چیز تمام شده و شما به زودی فرد موفقی خواهید بود… تمرین ،  یکی دیگر از درس های مهمی است  که  شما باید یاد بگیرید.

هرکاری ، بدون تمرین میسر نیست؛ مخصوصن کنترل افکار و ذهن… شما نیاز به تمرین روزانه برای کنترل افکارتان دارید که چطور افکار صحیحی را انتخاب کنید تا به موفقیت برسید.

کنترل کردن افکار به معنی جلوگیری کردن از ورود افکار منفی به ذهنتان نیست.

شما نمی توانید در هر لحظه متوجه باشید که چه فکری در سر دارید و با آن بجنگید. این کار غیرممکن است.(هرگز این کار را انجام ندهید!!!)

شما باید یاد بگیرید افکارتان را انتخاب کنید.و این با تمرین های روزانه بدست می آید.  قدرت انتخاب افکار، توانایی است که فقط  خداوند انسان بخشیده است و به خاطر همین هرآنچه را که بخواهد میتواند در زندگی خودش بدست آورد!( از این قدرت خداوند ممنون باشید 😊

شما می توانید با انتخاب کردن افکار صحیح، احساسات صحیح  و خوب را ایجاد می کنید تا بتوانید دست به اعمال و کار های نتیجه بخش بزنید.

 برای قدرت مند شدن این نیرویتان هر روز ، روزانه سه مرتبه و هربار ۱۰ دقیقه در یک جای آرام و ساکت بنشینید ذهنتان را آرام کنید  و خودتان را در زندگی رویایی تان ببینید و تجسم کنید. این تمرین ساده را به مدت ۳۰ روز انجام دهید تا متوجه قدرت نا محدود و بی کران ذهنی تان با کنترل افکارتان شوید

(همانطور که گفتیم ، شما نیاز به تمرین های *روزانه* برای کنترل ذهن خود دارید).

کنترل-افکار

موفقیت

درس شماره چهار

«اهداف را فراموش کنید! شما به عادات موفق نیاز دارید ! »

انسان ها ، عادت هایشان را خودشان می سازند و عادت ها هم، سرنوشت خود انسان ها را می سازد.  باید بدانید که که داشتن هدف به خودی خود و به تنهایی کارساز نیست و شما باید یک سیستم برای رسیدن به آن هدف ایجاد کنید!.

سیستم یعنی چی ؟ سیستم یعنی یک نظم کلی نگر در رابطه با هدف هایتان !.

 مثلا اگر میخواهید زبان انگلیسی را خوب بلد باشید، نه تنها هدف، بلکه یک سیستم از آموزشگاهی که شما شرکت می کنید، دوستانی که هدف مشترکی مانند شما دارند، زمانی در طول هفته و روز که زبان انگلیسی مطالعه کنید و تمامی اجزای سیستمی که شما را به هدف میرساند را فراهم کنید ! .

از این جمله معروف که : بدون داشتن عادات موفق، اهداف موفق  هم میسر نمیشوند را حتما جدی بگیرید !

پس ابتدا تصمیم بگیرید در زندگی چه میخواهید؟  یعنی ابتدا (هدف)  را مشخص کنید.سپس مشخص کنید برای رسیدن به این هدف چه عاداتی به شما کمک خواهند کرد؟  این یعنی (سیستم)

و بعد آن کارهای مورد نظر را آنقدر انجام دهید و تکرار کنید تا تبدیل به عادت شما شوند تا بتوانید به موفقیت برسید.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را هم ببینید : چگونه به سبک گلادیاتور های رومی نقاط ضعف پنهان خودرا کشف کنیم

درس شماره پنج

«نتایج آنی و به سرعت بدست نمی آیند؛ صبر داشته باشید»

ممکن است سخت و سخت تر کار کنید که بتوانید به اهداف تان برسید و هرچقدر پیشروی میکنید، هیچ نتیجه ای بدست نیاورید(در بعضی مواقع طبیعی است).

اگر کاری را که به آن علاقه دارید مشغول انجامش هستید، باید صبر داشته باشید. همیشه بدانید که دنیا به صورت آنی و یکباره به شما پاداش یا مجازات نمیدهد.

هر عملی، مطمعنن عکس العملی دارد اما این عکس العمل سرعت های کم و زیادی دارند.

عکس العمل دوست تان وقتی برایش یک کادو برای تولدش می خرید، آنی (خوشحال می شود) است. اما وقتی به یک نیازمند یا فقیر کمک میکنید یا پولی را به موسسه خیریه ای اهدا می کنید، تاثیر آن در زندگی شما آنی نیست، چون شما نمی دانید دقیقا تاثیر آن از کدام بخش زندگی تان وارد میشود (البته بدانید که مطمعنن وارد می شود باید صبر داشته باشید).

این بخش پنهان قوانین زندگی است..

شما نمی دانید نتیجه کارهایتان از کجا و چطور وارد زندگی تان میشود، اگر  همه کتاب های موفقیت را که بخوانید، متوجه می شوید این نتایج وارد زندگی تان میشوند اما معلوم نیست چطور و از کجا وارد می شوند..

اگر فروشنده باشید، شاید یک ماه سخت تلاش کنید تا فروش تان را افزایش دهید اما هیچ نتیجه ای حاصل نشود. در حالی که شما درس شماره پنج را یادگرفتید، صبر میکنید و با شکیبایی ماه بعد را هم اداره و کنترل می کنید..

شش ماه میگذرد و به صورت ناخودآگاه متوجه می شوید  فروش شما افزایش پیدا کرده. آیا این تاثیر کارهایی بود که شش ماه پیش انجام دادید؟ قطعا بله. آیا شما از همان روز اول میدانستید قرار است شش ماه بعد نتیجه بگیرید؟ قطعا نه… اما مطمئن بودید که نتیجه حاصل میشود و شد!.

پس صبر داشته باشید و دست از تلاش برندارید تا به موفقیت برسید!

آموزه شماره شش

« مقصر هیچکس نیست، جز خود شما»

متاسفانه یا خوشبختانه یکی از تلخ ترین درس های زندگی که پس از خواندن ۱۰۰ ها کتاب به این نتیجه خواهید رسید… زندگی نتیجه اعمال و رفتارهای خود شماست. نه بیشتر، نه کمتر.

شما چیزی بیشتر از تلاش هایتان در زندگی بدست نخواهید آورد! موفقیت بدون تلاش به دست نمی آید!

شاید الان بخواهید اعتراض کنید و بپرسید که «وقتی زندگی بی دلیل با ما انگار سر دعوا دارد پس چی؟ باز هم ما مقصر هستیم ؟» در چنین مواقعی ممکن است شما کنترلی بر آنچه اتفاق افتاده در زندگی تان نداشته باشید… اما کنترل کامل بر عکس العمل تان نسبت به آن اتفاق که دارید!.

***باید یاد بگیرید زندگی ۱۰%  اتفاق هایی است که برای شما رخ میدهد و ۹۰% واکنش و عکس العمل شما نسبت به ان اتفاق است.***

پس امور زندگی تان به دست بگیرید و حرف زیبای بیل گیتس دومین فرد ثروتمند دنیا  را فراموش نکنید «اگر ثروتمند به دنیا نیامدید، این تقصیر شما نیست. اما اگر فقیر از دنیا رفتید، این تقصیر شماست.!.»

درس شماره هفت

« به دیگران کمک کنید »

هیچکس تا به امروز هیچ قانون و فرمولی برای بازخورد کمک کردن در این دنیا بدست نیاورده اما تمام دانشمندان، فیلسوفان، بزرگان دین و پیامبران به این موضوع اشاره کرده اند که کمک کردن بازخورد مثبت و فراوانی برای انسان به همراه دارد..

شما وقتی کمک می کنید، یک انرژی مثبت را دو برابر میکنید. چگونه؟

یک فرد نیازمند و فقیر را در خیابان میبینید و یک دست غذا برای او میخرید. کار  شما، یعنی خرید، احتمالا حاصل افکارِ فراوانی شما از پول بوده که نتیجه آن ، خرید غذا برای آن فرد نیازمند بوده. یعنی شما فکر نکردید که با پرداخت پول برای خرید غذا برای آن نیازمند، پول تان کم میشود.

پس این فکر، در ذهن شما تقویت میشود و ارتعاشی که دارد را تقویت میکند  و این ارتعاش را به دنیا ساطع می کند.

برای همین دلیل است که ثروتمند ترین افراد دنیا، خیر ترین آنها هستند. یک مثال آن دارایی وارن بافت، سومین فرد ثروتمند دنیا است که قسمت عمده اش اهدا شد به نیازمندان .

و یا بنیانگذار فیس بوک، مارک زاکربرگ که ششمین فرد ثروتمند دنیا است  و قسمت عمده ای از دارائی اش را به بنیاد خیریه بخشید.

خب، این هفت درس تمام شد.

شما ۷ درس با ارزش و مهمی که پس از خواندن ۱۰۰ کتاب موفقیت بدست می آوردید را خواندید. لطفن نظر خود را در زیر همین پست در ارتباط با این پست به اشتراک بگذارید. با افتخار، وبسایت قوی تر شو .

۴ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست